X
تبلیغات
من و دنياي زيست ام






















من و دنياي زيست ام

هر چه بيشتر مي گردم بيشتر مي بينم كه همه چيز پر از خداست ....

برگزاری کلاس های آمادگی برای آزمون کارشناسی ارشد و دکترا در رشته های علوم پایه پزشکی از جمله بیوتکنولوژی پزشکی، پزشکی مولکولی، ژنتیک انسانی و ... شامل:
ژنتیک
بیوشیمی
ایمونولوژی
سلولی و مولکولی
باکتری شناسی
فیزیولوژی
اپیدمیولوژی و آمار پزشکی
توسط دانشجویان ممتاز دکترای تخصصی PhD) دانشگاه علوم پزشکی مشهد
تلفن: 09353379164
در تماس خود ذکر کنید که این پیام را از وبلاگ من و دنیای زیستم دریافت کردید.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 12:16 توسط سودابه نيك نيا| |

آنچه گفتن دارد

نوشته ی سودابه نیک نیا

طرح روی جلد از محمدصالح رزم حسینی

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

سالن ناشران عمومی. راهرو 24. غرفه 9. انتشارات دبیزش

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:18 توسط سودابه نيك نيا| |

سومین دوره مسابقه داستان نویسی علمی تخیلی ژنتیک و بیوتکنولوژی به زبان فارسی برگزار می شود.

از کلیه علاقمندان دعوت می شود ضمن شروع نگارش داستان هایسومین  دوره مسابقه داستان نویسی علمی تخیلی بیوتکنولوژی خود، از امکاناتی که در این سایت برای ثبت داستان ها در آینده نزدیک فراهم می شود برای ارسال آثار خود استفاده کنند.


<<<<<<<<<<<<لطفاً در وبلاگ های خود اطلاع رسانی کنید>>>>>>>>>>>>

دستورالعمل ارسال داستان به مسابقه داستان نویسی علمی تخیلی ژنتیک و بیوتکنولوژی:

- حجم داستان های ارسالی محدودیتی ندارد ولی اگر داستانی بیش از سه صفحه با رعایت قالب تعیین شده در نرم افزار Word باشد، نویسنده لازم است خلاصه ای سه صفحه ای از داستان را نیز ارسال نماید. این خلاصه معیار داوری بوده و متن اصلی برای چاپ در کتاب مسابقه استفاده می شود.

- وجود شکل و عکس های مرتبط با داستان، در داوری اثر مثبت خواهد داشت. لازم است مهم ترین عکس یا شکل، در فرم ارسال داستان به صورت فایل جداگانه ای ارسال شود.

- دریافت آثار صرفاً از طریق این سایت یا پست الکترونیکی ذکر شده صورت گرفته و از کلیه علاقمندان دعوت می شود از امکاناتی که در سایت برای ثبت داستان ها فراهم خواهد شد، برای ارسال آثار خود استفاده کنند.

- داستان هایی که از یک زبان بیگانه به فارسی ترجمه شده باشند نیز می توانند با ذکر نام نویسنده اصلی و منبع آن در مسابقه شرکت نمایند. توجه کنید که داستان ها حتماً باید به زبان فارسی ارسال شوند.

قالب تایپ داستان در نرم افزار Word
فاصله سطور معمولی و قلم متن 14لوتوس بوده و حاشیه صفحه در سمت راست 3، سمت چپ 2.5، بالا 2 و پایین 1.5 سانتیمتر باشد.

- توجه: داستان ها باید تحت نرم افزار Word ارسال شوند.

مهلت ارسال داستان ها: 27 اسفند سال 1389

زمان اعلام برندگان و برگزاری مراسم اعطای جوایز: تابستان سال 1390

علاقمندان می توانند آثار خود را به آدرس پست الکترونیکی info@biotechnews.ir ارسال نمایند یا از امکاناتی که در سایت آقای دکتر کسری اصفهانی برای ثبت داستان ها در آینده نزدیک فراهم می شود برای ارسال آثار خود استفاده کنند.

مشارکت و همکاری
سازمان ها یا علاقمندانی که مایل به همکاری در برگزاری این جشنواره هستند، خواهشمند است درخواست های خود را به آدرس پست الکترونیکی info@biotechnews.ir ارسال نموده تا نسبت به درج لوگو سازمان مربوطه در پوستر همایش اقدام لازم صورت گیرد
نوشته شده در جمعه ششم اسفند 1389ساعت 23:8 توسط سودابه نيك نيا| |

برگزاری کارگاه آموزشی تئوری و عملی طراحی پرایمر و اصول PCR (Primer Design and PCR Principles) در  دانشگاه شهید بهشتی

گروه مهندسی زیستی و بیوتکنولوژی دانشگاه شهید بهشتی با همکاری انجمن بیوتکنولوژی ایران در نظر دارد کارگاه آموزشی دو روزه در زمینه انواع PCR و موارد استفاده آن در بیوتکنولوژی و پزشکی با اهداف آشنایی با PCR و مکانیسم ملکولی آن، اصول مورد نیاز برای طراحی پرایمر، آشنایی با نرم افزار Oligo برای طراحی پرایمر، آشنایی با انواع PCR (Nested PCR, SOE PCR, Touchdown PCR, Hot Start PCR) و کاربردهای آن و انجام PCR و بررسی خطا های کار (Troubleshooting) را در تاریخ 5 و 6 اسفندماه سال جاری برگزار کند.

 این کارگاه مناسب دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری رشته های مرتبط با زیست شناسی، بیوتکنولوژی، کشاورزی، علوم آزمایشگاهی و همچنین دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های  پزشکی و پیراپزشکی می باشد. در پایان کارگاه به شرکت کنندگان گواهی شرکت اعطاء می گردد.

علاقه مندان می توانند جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به سایت اینترنتی www.irnbt.com مراجعه و یا با شماره تلفن های 09124061249 و 22431782 تماس حاصل نمایند.

نوشته شده در جمعه یکم بهمن 1389ساعت 11:30 توسط سودابه نيك نيا| |

Gigapediaسایت بسیار خوبی برای دانلود کتابهای زیست شناسی ست...

و سایت DNAtube هم سایت خوبی برای دانلود فیلم ها و سخنرانی های زیست شناسی ست...

برای دانلود کتاب و فیلم های مورد نیاز باید در هر دو سایت عضو شوید... برای سایت گیگاپدیا حتما باید جی میل داشته باشید...


نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 11:51 توسط سودابه نيك نيا| |

 

ترجمه ی کتاب بیوشیمی  گرت،به سرپرستی

پروفسور ریحانه سریری ( عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان )

و ویراستاری دکتر رضا حسن ساجدی (عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان)

و دکتر احمد آسوده (عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد)

وهب جعفریان(دانشجوی دکترای بیوشیمی،دانشگاه گیلان)

محمود رضا آقامعالی(دانشجوی دکترای بیوشیمی،دانشگاه گیلان)

 به پایان رسیده و در حال حاضر روند ویرایش نهایی و چاپ را طی میکند.

مولفین کتاب Garrett :

Reginald H. Garrett و Charles M. Grisham

گروه مترجمین گرت :


. محمد امین میری ،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان

. سودابه نیک نیا،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه الزهرا.

. محمد امین کریمی،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان.

. زهرا حیدری،کارشناس ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان.

. لیلا گلعلی زاده،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان.

. راحله حسنی،دانشجوی کارشناسی ارشد سیستماتیک گیاهی،دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات.

. میلاد لگزیان،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه فردوسی مشهد.

. فاطمه شعبانی،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان.

. حانیه شریعتمداری،دانشجوی کارشناسی ارشد اکولوژی و سیستماتیک گیاهی،دانشگاه فردوسی.

. بیتا مصدق،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه گیلان.

. عافیه اعتمادی،دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی،دانشگاه الزهرا.

. معصومه اسمعیلی نژاد، دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی، دانشگاه الزهرا.

نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 14:42 توسط سودابه نيك نيا| |

 

ترجمه ی کتاب

Biochemistry  by :Garrett & Grisham

 

توسط تعدادی از دانش جویان مقطع کارشناسی ارشد و به سرپرستی خانم دکتر ریحانه سریری عضو هیات علمی دانشگاه گیلان و آقای دکتر احمد آسوده عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد آغاز شده است .

 

اعضای تیم ترجمه :

۱. محمد امین میری . دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۲. سودابه نیک نیا . دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه الزهرا

۳.میلاد لگزیان . دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه فردوسی مشهد

۴.محمد امین کریمی. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۵.فاطمه شعبانی. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۶.لیلا گلعلی زاده. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۷.عافیه اعتمادی. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه الزهرا

۸.بیتا مصدق. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۹.زهرا حیدری. دانشجوی کارشناسی ارشد بیوشیمی دانشگاه گیلان

۱۰.حانیه شریعتمداری. دانشجوی کارشناسی ارشد اکولوژی و سیستماتیک گیاهی  دانشگاه فردوسی مشهد

۱۱.راحله حسنی. دانشجوی کارشناسی ارشد سیستماتیک گیاهی دانشگاه آزاد اسلامی .واحد مرکز تحقیقات.

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:36 توسط سودابه نيك نيا| |

 

کاش  هم کیش من  بودی ...
آن وقت با  صدای بلند
  می خواستم ات ....
و تو می آمدی
به دنیای زیست ام

و جای خالی ات پر می شد ....

نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 16:45 توسط سودابه نيك نيا|

 

NO  و اثرات آن

سودابه نیک نیا

 

 

 

NO   چيست ؟

 

NO  يک گاز محلول و فعال است که در واکنش هاي شيميايي و فيزيکي در اتمسفر و توسط سلولهاي جانوري و گياهي از اسيد آمينه آرژنين بوجود مي آيد  و بدليل کوچک و قابل انتشار بودن مي تواند از غشا سلولي عبور کند و بعنوان يک سيگنال بيولوژيکي استفاده شود .

NO  يک مولکول نشانگر مهم است که در بسياري از بافتها براي تنظيم فرايندهاي فيزيولوژيکي متنوعي عمل مي کند . نقش آن اولين بار توسط چندين گروه که براي تشخيص عامل تشديد کننده حالت استراحت رگ خوني و تنظيم خاصيت ارتجاعي عروق کوشش مي کردند ، کشف شد. اين عامل فاکتور شل کننده مشتق از اندوتليوم (EDRF)  ناميده شد .

در آغاز به نظر مي رسيد که پروتئيني شبيه اکثر مولکولهاي نشانگر باشد . کشفي که ثابت کرد اين عامل در واقع نيتريک اکسيد است توجه بسياري را جلب کرد و در سالهاي اخير در بسياري از مقالات و کتب چنين نتيجه گيري شده است .

در حال حاضر اثبات شده است که نيتريک اکسيد در بسياري از فرايندهاي بيولوژيکي از جمله انتقال عصبي و دفاع ايمني و تنظيم مرگ تدريجي سلول ( آپوپتوسيس ) نقش دارد. نيتريک اکسيد يک مولکول با عمر بسيار کوتاه در حد چند ثانيه است که توسط آنزيم معروفي به نام نيتريک اکسيد سنتاز (NOS)  توليد مي شود .

از آنجايي که  NO  يک مولکول کوچک است به سرعت در طي غشا سلولي پخش مي شود و بسته به شرايط مي تواند مسافتي بيش از چندين هزار ميکرون را طي کند.

اثرات بيولوژيکي آن به وسيله واکنشش با تعدادي از نشانه ها و اهداف مثل گروههاي هم ، گروههاي سولفيدريل و خوشه هاي آهن و روي اعمال مي شود. اين گستردگي در اهداف براي  NO  تعداد زيادي سيستم که NO  را بعنوان مولکول تنظيمي استفاده مي کنند توضيح مي دهد.

بنابر اين نتنيجه تنظيم يا کنترل غير طبيعي سنتز  NO  بر تعدادي از فرايندهاي مهم بيولوژيکي اثر مي گذارد و در ايجاد بسياري ار بيماري ها نقش دارد.

 

عمل NOS

NO  توسط گروهي از آنزيمها به نام نيتريک اکسيد سنتاز ساخته مي شود . اين آنزيمها آرژنين را به سيترولين تبديل مي کنند که در اين فرايند NO  هم سنتز مي شود . اکسيژن و  NADPH  بعنوان کوفاکتور لازم هستند.

سه شکل  NOS  وجود دارد که براساس فعاليت آنها يا نوع بافتي که اولين بار در آن گشف شده اند نامگذاري مي شوند.

ايزوفرم ها يا اشکال مشابه NOS  عبارتند از :

  • NOS  هاي عصبي (nNOS)
  • NOS  هاي اندوتليالي  (eNOS )
  • NOS  هاي القايي (iNOS )

اين آنزيمها گاهي با اعداد هم نشان داده  مي شوندکه

nNOS به NOS1

eNOS به NOS2

iNOS به NOS3

معروف است.

عليرغم نامهاي اين آنزيمها همه سه ايروفرم در انواع بافتها و سلول ها يافت مي شود . مکانيزم کلي توليد NO از NOS در شکل 1 نشان داده مي شود :

 

شکل 1 :                                                                                                    

                        

 

 

دو آنزيم nNOS و eNOS اساسا در سلولهاي پسنانداران بيان مي شود و NO  را در واکنش به افزايش سطوح کلسيم داخل سلولي سنتز مي کنند اما در بعضي شرايط در واکنش به تحريک مثل تنش پاره کننده ( shear stress)  اين آنزيمها مي توانند بدون وابستگي به سطوح کلسيم ، توليد NO   را افزايش دهند.

فعاليت آنزيم iNOS  به مقدار کلسيم در سلول ها وابسته نيست اما فعاليت آن شبيه همه ايزوفرمهاي NOS  به متصل شدن به کالمودولين وابسته است . افزايش کلسيم سلولي منجر به افزايش سطح کالمودولين و افزايش احتمال اتصال کالمودولين به nNOS و eNOS مي شود و اين اتصال ضعيف موجب افزايش توليد NO  توسط اين آنزيمها مي شود . در عوض ، iNOS  مي تواند حتي در غلظت کم کلسيم در سلول به کالمودولين به محکمي متصل شود .

بنابراين فعاليت iNOS   با تغييرات سطوح کلسيم در سلول پاسخ نمي دهد .

توليد NO  توسط iNOS   نسبت به ديگر ايزوفرمها زمان بيشتري مي برد و غلظت هاي بالاتري از NO  در سلول توليد مي کند .

توليد NO  توسط iNOS   مي تواند در نسخه برداري کنترل شود . در اکثر سلولها سطوح پروتئيني iNOS    بسيار پائين و ناشنانخته است . اما تحريک اين سلولها با سيتوکينازها  يا فاکتورهاي رشد منجر به افزايش نسخه برداري ژنهاي iNOS    و متعاقبا توليد غلظت بالايي  از NO  مي شود .

ساختار کلي انزيمهاي NO  در شکل زير نشان داده شده است :

شکل 2 :                          

    

    پروتئينهاي عملکردي NOS  يک ديمر شکل گرفته از دو زير واحد يکسان است .سه قلمرو نابرابر در هر زير واحد NOS  وجود دارد که عبارتند از :

  • قلمرو ردوکتاز
  • قلمرو براي اتصال با کالمودولين
  • قلمرو اکسيژناز

قلمرو ردوکتاز :

اين قلمرو شامل FAD  و  FMN  است و در انتقال الکترون ها از NADPH  به قلمروي اکسيژنازي عمل مي کند . قابل ذکر است که قلمروي ردوکتازي ، الکترون ها را به قلمروي اکسيژنازي زيرواحد ديگز ديمر نه همان زيرواحد ديمر منتقل مي کند.

قلمرو براي اتصال با کالمودولين :

اتصال به کالمودولين براي فعاليت همه ايزوفرمهاي  NOS  لازم است چون تغييرات سطوح کلسيم داخل سلولي را شناسايي مي کند اگرچه عملکرد کامل و دقيق ان در هر يک از سه ايزوفرم ، کمي متفاوت است.

قلمرو اکسيژناز :

اين قلمرو شامل جايگاه اتصال براي تتراهيدروبيوپترين ، هم و آرژنين است . قلمروي اکسيژنازي تغيير آرژنين به سيترولين و  NO  را کاتاليز مي کند.

 

 

تنظيم سنتز NO

سنتز NO  در سلول ها به روش هايي قابل تنظيم است که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد :

  • تنظيم بيان ژن  NOS  
  • تنظيم فعاليت آنزيمي يا تغيير در سوبسترا يا کوفاکتورهاي موجود

سنتز  NO  توسط دو آنالوگ متيله آرژنين يعني دي متيل آرژنين نامتقارن (ADMA)  و مونو متيل آرژنين (L-NMMA)  متوقف مي شود.

ADMA  آزاد در پلاسما و اوره يافت مي شود که غلظت داخل سلولي آن حدود 5 بار بيشتر از غلظت برون سلولي آن است . مشاهده شده است که در طي زايمان هاي طبيعي ، مقدار ADMA  حلقوي کاهش مي يابد اما به وسيله اکالمپسي اوليه افزايش مي يابد.

شواهدي در دست است که نشان مي دهد مقدار بالاي ADMA   در بعضي شرايط مثل ديابت ، تصلب شرايين و کم کاري کليه داراي اهميت است .

شايان ذکر است که هدايت مهارکننده هاي  NOS  به رت هاي باردار باعث کاهش در اندازه جفت و کاهش در جريان خون رحم و جفت مي شود که هر دو با کمک آرژنين تغيير مي کند .

پيشنهاد مي شود که اين يک اثر ميانجي گري  NO  است.

در سلولها ، غلظت  ADMA  بوسيله فعاليت آنزيم سيتوپلاسمي به نام

دي متيل ارژنين دي اتيل امينو هيدرولاز (DDAH )  کنترل مي شود .

مهار DDAH  منجر به افزايش ADMA  مي شود و حالت استراحت اندوتليوم را مهار مي کند . بنابراين مهار DDAH  باعث انباشته شدن  ADMA  مي شود که اين ماده در غلظت مورد نياز  NOS  را مهار مي کند.

 

نقش فيزيولوژيکي  NO

بعد از اينکه کشف شد نيتريک اکسيد توانايي گشاد کردن رگها را دارد ، تعداد زيادي از نقش هاي ديگر هم براي آن کشف شد .اين مولکول براي نقش در سيستم ايمني ، سيستم عصبي ، التهاب و مرگ تدريجي سلول مشهور است .  No  همچنين در حالت استراحت ماهيچه صاف و زايمان موثر است.

اثر NO  بر رگهاي خوني :

مکانيسم هاي موضعي کنترل جريان خون بافت تنها مي توانند عروق بسيار ريز بافت را متسع کند زيرا مواد متسع کننده عروق يا کمبود اکسيژن تنها مي تواند به اين عروق برسد نه به شرايين متوسط و بزرگ که منشا جريان خون هستند . اما هنگامي که جريان خون در عروق زيز گردش خون افزايش يابد مکانيسم ثانويه ديگري را هم به دنبال دارد که باعث اتساع شريانهاي بزرگتر نيز مي شود .

مکانيسم مزبور به قرار زير است :

سلولهاي اندوتليال پوشاننده آرتريولها و شريانهاي کوچک چند ماده مي سازند که در صورت آزادشدن مي توانند ميزان انقباض جدار شريان را تغيير دهند . مهمترين آنها يک ماده وازوديلاتور به نام فاکتور شل کننده مشتق از اندوتليوم (EDRF)  است که تمام يا قسمت اصلي آن را اکسيد نيتريک (NO )  تشکيل ميدهد که نيمه عمر آن در خون تنها 6 ثانيه است .

جريان سريع خون در شريانها موجب فشاري پاره کننده بر سلولهاي اندوتليال مي شود زيرا خون با چسبندگي خود جدار عروق را به دنبال خويش مي کشاند . اين فشار باعث مي شود سلولهاي اندوتليال همسو با جريان تغيير جهت يابند و اکسيد نيتريک آزاد شده تا حدود زيادي افزايش يابد. آنگاه اکسيد نيتريک با شل کردن جدار شريان ، آن را متسع مي سازد.

اين مکانيسم مفيدي است زيرا زماني که جريان خون عروق ريز زياد مي شود ، شرايين بزرگتر بالادست را به طور ثانويه متسع مي کند . کارايي کنترل جريان خون موضعي بدون اين پاسخ به ميزان قابل توجهي از دست خواهد رفت ، زيرا قسمت زيادي از مقاومت در برابر جريان خون در شرايين کوچک بالادست اتفاق مي افند.

نقش NO  در سيستم ايمني :

 NO  توسط تعدادي از سلولهاي درگير در پاسخ ايمني ساخته مي شود . مخصوصا ماکروفاژهاي فعال کننده سيتوکين که مي توانند غلظت بالايي از  NO  را براي کشتن سلولهاي هدف مثل باکتري ها و يا سلولهاي توموري توليد کنند.

NO  مرتبط با سم سلولي با تشکيل کمپلکس هاي نيتروزول – تيول در انزيمهاي سلول هدف ارتباط دارد .  NO  همچنين در کشتن سلولها به وسيله آنزيمهاي تجزيه کننده درگيز در سيکل کربس ، سنتز DNA  و عملکرد ميتوکندريايي نشان داده شده است.

نقش NO  در التهاب :

 NO  مي تواند به عنوان ميانجي در فرايند هاي التهابي عمل کند و اثر اکسيژناز حلقوي را بهبود بخشد و محصول التهاب ايکونوزويدي (eiconosoid)  را تشديد کند.

علاوه بر اين محصول  NO  توسط تعدادي از کوفاکتورهاي ديگر در التهاب مثل اينترلوکين ها ، گاما اينترفرن ، TN-F  آلفا  و  LPS  بوجود مي آيد.

 

نقش  NO  در سيستم عصبي :

 NO  در سيستم عصبي مرکزي و محيطي بعنوان يک ناقل عصبي عمل مي کند .

 NO  همچنين در تنظيم تدريجي مرگ سلول در سلولهاي عصبي درگيز است .

 

NO  و مرگ تدريجي سلول :

 NO  مولکول نشانگر مهمي است که در اغلب بافتها براي تنظيم فرايندهاي فيزيولوژکي بسياري از جمله گشادگي رگها ، عملکرد عصبي ، التهاب و عملکرد ايمني فعاليت مي کند . NO   همچنين در تنظيم مرگ تدريجي سلول درگيز است .

اثرات مرگ تدريجي سلول متنوع است و به مقدار NO   و نوع سلول بستگي دارد و نشان داده شده که NO   از مرگ تدريجي سلول در انواع سلولها مثل لوکوسيتها ، هپاتوسيتها ، تروفوبلاستها و سلولهاي اندوتليال جلوگيري مي کند.

عموما اثرات ضد مرگ NO   براي سلول در طي تعدادي از مکانيزمها مثل نيتروزيلاسيون و فعال شدن بعضي از کاسپازها (caspase)  از جمله کاسپازهاي 3،1 و 8 وجود دارد .

مکانيزمهاي ديگر عبارتند از :

  • فعال شدن p53  
  • تنظيم پروتئين 70
  • تنظيم Bcl-2  و  Bcl-XL
  • فعال شدن cGMP

فعال شدن cGMP  منجر به فعال شدن پروتئين کينازهاي وابسته به cGMP  و از بين بردن فعاليت کاسپازها مي شود .

اثرات NO  بر مرگ تدريجي سلول معمولا براساس وابستگي يا عدم وابستگي به cGMP  طبقه بندي مي شود .

نيتريک اکسيد مي تواند سيگنال هاي cGMP  در طي ارتباط  NO  با گروه هم گوانيلات حلقوي را فعال کند . محصول cGMP  منجر به فعال سازي پروتئين هاي وابسته به cGMP  مي شود و احتمالا بيان پروتئين هاي ضد تدريجي سلول را افزايش مي دهد .

در سالهاي اخير دانشمندان مشغول بررسي اثرات ضد مرگ NO  بر سلول هاي اندوتليال و تروفوبلاستها هستند و مکانيزم فعاليت  NO  بر اين سلولها را مطالعه مي کنند.

ارتباط استيل کولين و NO  :

استيل کولين علاوه بر تحريک ماهيچه هاي صاف بر رگهاي خوني هم اثر دارد . زمانيکه استيل کولين به طريق درون سياهرگي تزريق مي شود ، باعث گشادگي رگها و کاهش فشار خون مي شود و اين حالت با اثر استيل کولين بر سلولهاي اندوتليال صورت مي گيرد .

در پاسخ به فعاليت گيرنده هاي M3  بر روي سطح سلولهاي اندوتليال ، افزايش کلسيم داخل سولي و فعاليت آنزيم نيتريک اکسيد سنتاز بوجود مي آيد .

اين وقايع سنتز راديکال آزاد قابل انتشار نيتريک اکسيد را افزايش مي دهد .  NO  از سلولهاي اندوتليال تا سلولهاي مجاور ماهيچه صاف پخش مي شود . در اين سلول ها  NO ، آنزيم سيتوپلاسمي و گوانيلات کيناز را فعال مي کند که منجر به افزايش گوانوزين مونو فسفات حلقوي   cGMP  داخل سلولي مي شود که حالت استراحت سلولهاي ماهيچه صاف را تشديد مي کند .

قابل ذکر است که ايجاد حالت استراحت در سلولهاي ماهيچه صاف توسط استيل کولين يک اثر غير مستقيم است که کاملا به حضور سلولهاي اندوتليال سالم وابسته است.

 

منابع مورد استفاده :

 

  1. http://www.sghms.ac.uk/depts/immunology/%7Edash/no
  2. http://www.scottsemicon.com/pures/no.html
  3. http://www.bio.vu.nl/vakgroepen/mcp/spanning/tab2/projectnor.htm
  4. http://courses.washington.edu/chat543/cvans/sfp/acetylch.html
  5. http://education.jlab.org/itselemental/ele007.html
  6. http://en.wikipedia.org/wiki/Nitric_oxide
  7. http://www.ingentaconnect.com/content/urban/
  8. http://www.sunysccc.edu/academic/mst/ptable/n.html
  9. http://sdarts.cs.columbia.edu
  10. گايتون ،آرتور و هال،جان ادوارد (2000) .فيزيولوژي پزشکي .تهران . مرکز پخش اشارت
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:41 توسط سودابه نيك نيا| |

 

پتانسيل پس كزازي
post tetanic potential

 

توضیح: زمانی که دانشجو بودم استاد فیزیولوژی جانوری 3 به من موضوع تحقیقی با نام پتاسیل پس کزازی دادند ....من در منابع فارسی دنبال این موضوع گشتم اما چیز به درد بخوری دستگیرم نشد ... مجبور شدم که همه رو ترجمه کنم ... به نظرم اومد شاید هنوز هم  مطلب به درد بخوری درباره ی این موضوع در این دنیای مجازی نباشد ....

 

سيناپس

synapse

نقطه تماس يك نورون با نورون بعدي و محل مناسبي براي كنترل انتقال سيگنالها

 

 

انواع سيناپس:

 

سيناپس شيميايي

سيناپس الكتريكي

 

 

سيناپس شيميايي

براي انتقال سيگنالها در سيستم عصبي مركزي انسان بيشتر سيناپس شيميايي استفاده مي شود.          

نورون اول يك ماده شيميايي به نام   Neurotransmitter          

را در سيناپس آزاد مي كند و اين ميانجي بر روي گيرنده ها يا رسپتورها در غشاي نورون بعدي عمل كرده و آنرا تحريك يا مهار مي كند .

 

 در سيناپس هاي شيميايي انتقال سيگنالها هميشه يك جهته است:

  از نورون پيش سيناپسي

به نورون پس سيناپسي

 

 

 

 

 

ترمينال پيش سيناپسي

انتهاهاي فيبريل هاي عصبي هستند كه از نورونهاي متعددي منشا

مي گيرند  و توسط شكاف سيناپسي از جسم نورون پس سيناپسي جدا مي شوند. كه يا از نوع تحريكي هستند يا از نوع مهاري.

اين ترمينال ها داراي وزيكولهاي ميانجي و ميتوكندري هستند .

به غشاي ترمينالهاي پيش سيناپسي غشاي پيش سيناپسي گفته مي شود

اين غشا داراي كانالهاي كلسيمي دريچه دار وابسته به ولتاژ است.

زماني كه پتانسيل عمل  ترمينال را دپولاريزه مي كند كانال ها باز

 مي شوند و تعداد زيادي از يونهاي كلسيم به داخل كانال راه مي يايند.

در اين حالت مقدار ماده ميانجي كه از نورون پيش سيناپسي به داخل شكاف سيناپسي آزاد مي شود با تعداد يونهاي كلسيم كه وارد ترمينال ميشوند نسبت مستقيم دارد.

ميانجي بر روي رسپتور تحريكي غشا اثر مي گذارد و نفوذپذيري غشا را به يونهاي سديم افزايش مي دهد . ورود يونهاي سديم به  نورون پتانسيل غشا را مثبت تر مي كند . اين پتانسيل را

پتانسيل پس سيناپسي تحريكي

Excitatory postsynaptic potential  (EPSP)

مي نامند.

در اين حالت نورون تحريك كزازي ميشود و اگر پتانسيل پس سيناپسي تحريكي افزايش پيدا كند ، در نورونها پتانسيل عمل بوجود مي آيد و يك سري تحريك ها صورت مي گيرد.

 

 

فركانس بالا يا فعاليت پيش سيناپسي كزازي ، يك نوع پلاستي  سيتي سيناپسي به وجود مي آورد كه براي چندين دقيقه طول مي كشد و

post-tetanic potentiation (PTP)

يا پتانسيل پس كزازي ناميده مي شود .

اين پتانسيل در اثر فعاليت مداوم يونهاي كلسيم باقيمانده پيش سيناپسي بوجود مي آيد .يونهاي كلسيم بعد از شرايط كزازي شدن مجتمع مي شوند و تعداد ميانجي هاي رهاشده با هر پتانسيل فعال پيش سيناپسي  افزايش پيدا مي كند .

 

به طور خلاصه

post-tetanic potentiation (PTP)

نوعي پلاستي سيتي سيناپسي است كه در نتيجه ي فركانس بالاي پتانسيل عمل بوجود مي آيد و با افزايش موقتي رهايي ميانجي هاي عصبي همراه است و براي چندين دقيقه به طول مي انجامد.

 

مهار كننده ها

- تترا فنيل فسفونيوم

Tetraphenylphosphonium (TPP)      

_ كربونيل سيانيد كلروفنيل هيدرازون

 carbonyl cyanide-chlorophenylhydrazone(CCCP)

و رنگدانه ي قرمز روتنيوم

پتانسيل پس كزازي و فعاليت يون هاي كلسيم پيش سيناپسي را  بلوكه مي كنند .

 

   

 

منابع مورد استفاده

سايتهاي اينترنتي

http://www.modylab.ucla.edu/FILES/Publications%20PDF%20files/2001/NatNeurosci4_975-Jensen.pdf

http://soma.npa.uiuc.edu/courses/physl341/Lec6.html

http://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/bv.fcgi?rid=neurosci.section.1707

http://www.sciencemag.org/cgi/content/abstract/296/5574/1864?rbfvrToken=b07e4a4c03aa00ecfcd04854b21ee274a42ff103

http://jn.physiology.org/cgi/content/abstract/86/6/2845

http://jpet.aspetjournals.org/cgi/content/abstract/207/3/810

http://www.med64.com/ver2/6pub/pub_abst_04_sfn_bowlby.html

http://soma.npa.uiuc.edu/courses/bio303/Chapter8_answers.htm

 

 

 این را هم ببینید :

پتانسیل شیمیایی  کاری از اقای علی قلیان اول .... در زیست پویا

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:27 توسط سودابه نيك نيا| |

 

ايران ، سراي فضلا ....

سودابه نیک نیا

اين نوشته در دو فصل نامه ي علوم زيستي در تابستان 1381 به چاپ رسيده است

 

وقتي گفتند : "ما در راه علم نمي دويم كه برسيم ، مي دويم كه دويده باشيم ".

خنديد.

وقتي شنيد : سهم ايران در توليد علم در جهان صفر درصد است ".

به فكر فرو رفت.

وقتي اعلام كردند : ايران در ميان 61 كشور در حال توسعه، مقام اول فرار مغزها را دارد.

متعجب ماند .

و وقتي خواند : دانش آموزان يك مدرسه راهنمايي در سنگاپور ، موفق به ساخت يك كيت استخراج DNA  شده اند كه بسيار پركاربرد تر و ارزان تر از مشابه تجاري آن است .

براي خود و هم رشته اي هاي اش متاثر و متاسف شد .

آن وقت از خود پرسيد : آيا راست است كه مي گويند ايران زماني سراي فضلا بوده است ....؟؟؟

 

بي شك اگر كتاب قطور تاريخ ايران را ورق بزنيم و موشكافانه به جستجوي علم و اثرات آن برگذشته ي ايران بپردازيم ، چيزي جز افتخار و سربلندي و پيشرفت و موفقيت نخواهيم يافت . آري ، ما گذشته گاني داشته ايم فاضل و دانشمند و پرفايده براي جامعه.

گذشته گاني كه هر يك در روزگار خود سرآمده بوده اند . كساني كه در بزرگ ترين و مهم ترين مراكز علمي و تحقيقاتي در شهرهايي همچون نيشابور ، اصفهان و هرات به كسب علم و اندوختن دانش مشغول بودند.

در گذشته ، ايران تا به آن جا پيشرفت داشته است كه رصدخانه ي مراغه در زمان خود يكي از بزرگ ترين دانشگاه هاي نجوم و رياضيات بوده است . اين مركز علمي به دستور هلاكو ايلخاني و به وسيله ي خواجه نصير الدين توسي بنا شده است .

اكنون غلو نيست اگربگوييم بزرگي ، افتخار و علم گذشته گان ما مقطعي نبوده است . بطوري كه هنوز هم از كتاب هاي بوعلی سینا در دانشگاه هاي معتبر پزشكي دنيا استفاده مي شود و سالن هاي بزرگ دانشكده ي پزشكي دانشگاه پاريس با تصاوير بوعلي سينا و زكرياي رازي مزين شده است و هنوز هم از بيروني ، ابومعشر بلخي و خوارزمي در رياضيات و نجوم ، از سهروردي و ملاصدرا د رحكمت  و فلسفه و از خواجه نصير الدين توسي ملقب به استاد البشر در رياضيات و فلسفه به نيكي و بزرگي ياد مي شود .

مطالعه ي تاريخ گذشته ي ايران و مرور بزرگي و هيبت دانشمندان ايراني گرچه مايه ي افتخار و سربلندي ايرانيان در گوشه گوشه ي دنياست ، اما اين سوال را به ذهن مي رساند كه براستي اكنون ما كجاي راهيم و چرا هر چه مي دويم به مقصد نمي رسيم؟ كجاست آن همه افتخار و پيشرفت ؟ كجاست آوازه ي آن سرزميني كه نامش مزين بود به بوعلي سينا ها ،‌رازي ها ، بيروني ها و خوارزمي ها ؟

بدون شك در دنياي رو به پيشرفت كنوني ، اين گونه ايستادن و راكد ماندن شايسته ي ما نيست . ما كه دستان قدرت مند و اذهان متفكر داريم.

بايد مبدل كنيم ايران مان را به همان ايراني كه علم مردمان اش سرآمد بود .

جايي كه ياقوت حموي تنها يكي از  شهرهاي آن را كانون فضلا و دانشمندان عالي قدر مي دانست. سرزميني كه علاوه بر دانشمندان خود ، دانشمندان رانده شده از يونان و رم را نيز حمايت مي كرد.

دياري كه كتاب فروشان آن سوداگراني نبودند كه صرفا در انديشه ي سود باشند بلكه دانشمندان بافرهنگي بودند كه تحت لواي كتاب فروشي ، با افزايش آگاهي هاي خود ، دانشوران را به محل كتاب فروشي خود جذب مي كردند .

خاكي كه دانش گستر بود  دانشمند پرور. ايرانيان تا آن جا در علم و دانش غرق بودند كه هر غير ايراني مقيم ايران را هم تحت الشعاع قرار مي دادند . بطوري كه هيتي مي گويد :

"هنگامي كه هارون الرشيد و مامون مشغول استخراج و بهره وري از گنج شايگان علوم مختلف يوناني و پارسي  بودند ، معاصرين اروپايي آن ها نظير شارلمان ، تمرين مي كردند كه بتوانند نام خود را بنويسند "

پيام آور بزرگ تاريخ ، حضرت محمد امين (ص) ، درباره ي ايرانيان و علم ايشان فرموده اند كه اگر علم در ثريا هم باشد ،‌در آن جا مردماني از ايران داريم .

پس ما براي هميشه بايد يادمان باشد كه بوعلي سينا، ابوريحان بيروني ، زكرياي رازي، خواجه نصير توسي، ابومعشر بلخي ، خوارزمي ، سهروردي و ملاصدرا از همان سرزميني برخاسته بودند كه بعد ها موطن پرفسور محمود حسابي، علامه محمد تقي جعفري ، استاد احمد بيرشك و دكتر علي شريعتي بوده است و اگر اين ها همه براي هميشه يادمان بماند ، شايد به خود آييم ، برخيزيم و مقتدرانه بايستيم ... دست هاي مان را به دست هم دهيم و براي رساندن ايران به قله ي پيشرفت و تكنولوژي از هيچ كوششي دريغ نورزيم .

راستي كي مي شود كه بگوييم ما در راه علم مي دويم و به زودي به مقصد مي رسيم ؟....

 

خدايا ! به ما ياري رسان تا در كنار هم بمانيم و تلاش كنيم تا به آن چه در جهان علم شايسته ي آنيم ، برسيم و به ما قدرتي عطا كن كه صبورمان كند تا طلوع آن روز.

 

منابع :

 وكيليان ، منوچهر (1380). تاريخ آموزش و پرورش در اسلام و ايران . دانشگاه پيام نور.

هفته نامه ي پيك سنجش.

روزنامه هاي خراسان ، كيهان و جام جم.

 

 

این نوشته را هم بخوانید : پیشینه ای به درازای تاریخ زندگی انسان به قلم استاد محمد کرام الدینی

 

و این را دم فرو بستن به وقت گفتن باز هم به قلم استاد کرام الدینی

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 19:41 توسط سودابه نيك نيا| |

 

داروين قرن 13!!!

نظريات طوسي در تكامل

 

 

نوشته : دكتر فريد آل اكبراف

ترجمه : سودابه نيك نيا

 

خواجه نصير توسي

 

 

 در سال 1201 ميلادي نصرالدين طوسي در طوس خراسان ايران كنوني چشم به جهان گشود.وي بعنوان يك دانشمند ونابغه بسيار شهرت دارد.از جمله براي تاسيس رصدخانه مراغه (مراغه يك مركز فرهنگي قديمي در شرق تبريز ايران كنوني است)، تفسير و توسعه رياضيات اقليدسي، پيشگويي وجود سرزميني در غرب اقيانوس اطلس علاوه بر نگاشتن بيش از 80 كتاب معتبر به زبانهاي عربي و فارسي درباره ستاره شناسي ، زمين شناسي،جغرافي، فيزيك ، قانون، تاريخ، پزشكي،فلسفه، منطق و اخلاق.

در حال حاضر او در آذربايجان بسيار ستوده و محترم است  و چندين مركز آموزشي به ياد او نامگذاري شدند.

برطبق آنچه عده كمي از مردم مي  دانند،طوسي تئوري پايه تكامل را 600 سال قبل از چارلز داروين منتشر كرده است.اين تئوري در كتاب پرطرفدار طوسي (اخلاق ناصري) وجود دارد.پيش نويس اين كتاب را زماني كه توسط يك گروه تروريستي در زندان نگه داري ميشد نوشته است.او پس از رهايي از زندان به كمك استاد مونگ كتابش را چاپ كرد.اخلاق ناصري توسط جي.ام.ويكنز به انگليسي ترجمه شده است و توسط جرج آلن و يونوين در سال 1964 منتشر شده است.

اخلاق ناصري در مورد كمال انسان ها است.طوسي اين كمال را به دو بخش مادي و معنوي تقسيم مي كند.او واژه تكامل كه در عربي به معني كمال است را استفاده مي كند.

 

كاركرد متفاوت

همانطور كه در افسانه هاي قديمي و عقايد محلي مذهبي مردم شرق ازجمله بابليها، مصريها و مادها ديده  مي شود قبل از زمان طوسي نظريات متفاوتي در مورد تكامل وجود داشته  است.بااينحال اين نظريات بيشتر خيالي بودند تا علمي.آنها بعد از آن توسط محققان يونان باستان مانند امپدوكلس و آريستوتل پذيرفته و شرح داده شده است.

آريستوتل نوشته: طبيعت بتدريج و قدم به قدم مواد بيجان را توسعه داده تا موجودات زنده خلق شدند.

محققين مسلمان مانند ابوريحان بيروني، ابن باجا و ابن طفيلي سعي كردند كه نظرات تكامل آريستوتل را توسعه دهند.                              

                                  

 

 

                                

شكل1: طوسي بيشتر براي كارهايش در ستاره شناسي و ساخت رصدخانه مراغه بخاطر مانده است.

اين صفحه با دست خط طوسي است كه طرح ساده صورفلكي را نشان مي دهد.اكنون تشخيص اينكه هر يك از اين كلمات كدام  صورت فلكي را نشان مي دهد مشكل است.

 

طوسي بسيار زودتر از دانشمندان اروپايي همچون لامارك و داروين  نتيجه كارهايش را در بخش اصلي كتاب اخلاق ناصري بكار برده است.تفاوت هاي كليدي ميان كاركرد طوسي و منشا گونه هاي داروين وجود دارد. داروين براي كمك گرفتن از استقرا در ارايه حقايق به صورت نظريه  به جمع آوري  نمونه هاي گياهي و جانوري پرداخت اما طوسي فرايندي تئوريك را دنبال كرد.محققين مسلمان از جمله طوسي  براي رسيدن به حقيقت از طريق تئوري بيشتر از هرچيز بر استقرا تكيه مي كردند.او نظريه اي را ارائه داد و سپس بر پايه آن نظريه حقايق را توضيح داد.او زماني كه در مورد تكامل نوشت به توضيح جزئيات نپرداخت به طور مثال او در مورد انتخاب طبيعي يا تنازع براي بقا توضيحي نداد.به بياني ديگر او بيش از اينكه يك دانشمند باشد يك فيلسوف بود.

 

حفاظت از ماده

 

                                                                  

تعدادي از نظريات طوسي  در دنياي امروز درست به نظر نمي آيند به طور مثال او معتققد بود كه اسكلت يك ماده قابل تغيير است اما اين تغيير به طور كامل مشخص نيست. با اين حال اسكلت ماده نمي تواند كاملا نامشخص باشد .تنها شكل, شرايط, تركيب ,رنگ و … قابل تغيير است كه در اين صورت به مجموعه جديد يا ماده اوليه تبديل مي شود.نظريات طوسي با نظريات هراكليتوس، فيلسوف يونان باستان  مشابهت دارد.

 

اولين مرحله از تكامل

طوسي معتقد است كه جهان از عناصر مشابه تركيب شده است.او مي گويد :«آنها يكسان و مانند هم هستند و هيچ يك بر ديگري برتري ندارد زيرا همه از ماده اوليه مشتركي نشات گرفته اند.»مطابق نظريه هاي جديد مي توان ذرات اوليه طوسي را همان اتم ها يا ذرات بنيادي دانست .مطابق نظر طوسي، در مرحله اول، همه ذرات مشابه  و ثابت هستند.سپس بتدريج تناقضات دروني در اين دنياي ساكن ظاهر مي شود. او معتقد است در نهايت تعادل از بين مي رود و تباين مورد نياز در جهان اوليه ظهور مي كند.بنابراين بعضي از مواد بهتر و بيشتر از بقيه توسعه مي يابند.

به نظر طوسي ماده اوليه، اولين حلقه زنجيره تكامل است.چهار عنصر طبيعت  (آتش ، آب، هوا و خاك ) از ماده اوليه، مواد معدني از عناصر، گياهان از مواد معدني ، حيوانات از گياهان و انسانها از حيوانات بوجود آمدند .

 

تغيير پذيري
 
                                        

طوسي توضيح داد كه تغييرپذيري ژنتيكي، نيروي هدايت كننده تكامل است و همه موجودات زنده توانايي تغيير دارند و به سمت تغيير پذيري ژنتيكي متمايل هستند.

موجودات زنده اي كه زودتر تركيب جديد را مي پذيرند تغييرپذيرتر هستند.در نتيجه آنها نسبت به ديگر مخلوقات برتري دارند.

اين مفاهيم بسيار زياد شبيه شكل ساده نوشته هاي داروين در مورد جهش است .

چرا اسكلت ماده تغير مي كند ؟ طوسي درست گفته كه اسكلت ماده در نتيجه فعل و انفعالات داخلي و خارجي در حال تغيير است .

مطابق نظريات طوسي مواد با يكديگر  رقابت مي كنند ،پس تعدادي از آنها سطحي بالاتر از ديگري را اشغال مي نمايند.

بنابراين سطوح مختلفي از نمو در طبيعت يافت مي شود.

سازش

طوسي مشاهده كرد كه موجوادات زنده راههاي منحصربفردي براي بقا دارند.اگر ساختار موجود زنده با محيط در ارتباط باشد ، آن موجود بدون نقص است.او معتقد بود  كه همه جانوران و گياهان جهان به دليل داشتن ويژگيهاي لازم براي بقا كامل هستند.

طوسي مي گويد : به حيوانات و پرندگان نگاه كنيد آنها همه چيز براي دفاع و محافظت از خود و طي كردن زندگي روزمره مثل شجاعت ،نيرو و اندام هاي مناسب دارند.

موجودات زنده از راههاي مختلف با محيط اطراف سازش پيدا مي  كنند .در آغاز مي توانند شكل و ساختار بدنشان را تغيير دهند بنابراين هر قسمت بدن عمل منحصر بفردي دارد .تعدادي از اين اندامها مثل شاخ ، دندان ،چنگال ، ناخن وسم هاي چماق مانند براي جنگيدن مناسب هستند.تيغ و ناخنهاي بعضي از حيوانات  نيزشبيه تير است .پس بدين وسيله  تعدادي از حيوانات ساختارشان را براي پذيرش محيطي مشخص تغيير داده اند.

طوسي معتقد بود حيواناتي كه وسيله اي براي دفاع ندارند مثل بزكوهي و روباه براي محافظت از خود از گريختن و حيله گري استفاده مي كنند.

طوسي همچنين توضيح  مي دهد كه حيوانات اجتماعي كه مجبورند  با هم زندگي كنند براي مثل زنبورها و مورچه ها و تعدادي از گونه هاي پرندگان براي محافظت از خود و كمك به يكديگر در اجتماعات به هم مي پيوندند.

طوسي موجودات را به سه دسته تقسيم كرده است : گياهان ، حيوانات ، انسانها.

اما وجه تمايز آنها چيست ؟

مطابق نظريات او حيوانات از گياهان ، عالي تر هستند زيرا براي بدست آوردن غذا و چيزهاي ديگر توانايي حركت دارند.همچنين حيوانات عالي تر،توانايي استدلال اوليه دارند و مي توانند به آساني با محيط اطرافشان سازش پيدا كنند واگر شرايط محيط تغيير كند ، مي توانند به همان ترتيب رفتارشان را عوض كنند.

طوسي معتقد بود كه تفاوت هاي بسياري ميان گونه هاي جانوري و گياهي وجود دارد.يكي اينكه ، سلسله جانوران بسيار پيچيده تر است و ديگر اينكه ، عقل ويژگي برتر جانوران است.به خاطر وجود عقل ، آنها مي توانند چيزهاي جديد بياموزند  و با تواناييهاي جديد و ذاتي سازگار باشند.به طور مثال اسب رام شده و شاهين شكاري در جهان حيوانات جز پيشرفته ترين ها هستند.

 

منشا انسانها

طوسي معتقد بود كه انسانها تغيير يافته حيوانات عالي هستند .چنين انسانهايي(احتمالا ميمونهاي انسان نما ) در سودان غربي و ديگر مناطق دنيا زندگي مي كنند و از نظر عادات ، رفتار و كردار بسيار شبيه حيوانات هستند.

به نظر طوسي انسانها به همه مخلوقات زنده و غيرزنده طبيعت وابسته هستند.انسان ويژگي هايي دارد كه او را از ديگر مخلوقات جدا مي كند اما ويژگي هايي نيز دارد كه او را به جهان حيوانات ، سلسله گياهان و حتي اجسام غيرزنده مرتبط مي كند.

از جمله تفاوتها مي توان گفت كه انسانها تنها زيستي نيستند بلكه موجوداتي اجتماعي هستند و تفاوت ديگر مربوط به وجود كمال روحي ، آرزو ،اراده ،دانش و مشاهدات است و ديگر اينكه انسانها مي توانند وسايل مورد نياز زندگي خود را بسازند.

پيش از خلق انسانها تمام تفاوتها ميان موجودات به منشا ذاتي آنها مربوط بود.

طوسي در پايان مي گويد: همه حقايق نشان مي دهد كه انسان در مرحله مياني پلكان تكامل قرار دارد و مطابق طبيعت ذاتي اش با موجودات پست تر در ارتباط است و تنها به كمك اراده اش مي تواند به سطح پيشرفته تري دست يابد.

تمثيل يا علم ؟

بر اين اساس چرا خواجه نصير طوسي براي بيان تئوري تكامل مشهور نيست؟

اين مشكل تنها به اين دليل نيست كه او از شرق بود و به فارسي مي نوشت دليل ديگر اينست كه تئوري او براساس فلسفه و اسلام بود.او معتقد بود كه خدا جهان را خلق كرده و پس از آن ، جهان خودش توسعه يافته در حاليكه خداوند اين فرايند را نظارت و هدايت مي كرده.

در نهايت دانشمندان شرق كه با نظرات طوسي در مورد تكامل جهان آشنا هستند مايلند آنها را از نقطه نظر اعتقادي يا فلسفي تفسير كنند.بسياري از مسلمانان مانند تعدادي از مسيحيان با تئوري تكامل موافق نيستند زيرا اين تئوري با  علم خداشناسي تناقض دارد.

اگر چه طوسي بعضي از اصولي كه داروين منتشر كرد را مشخص نمود اما دانشمندان شرق،  نظرات طوسي را مثالي درباره تكامل انسان مي دانند تا يك تئوري زيستي. 

 

اصل مقاله را در اين جا ببينيد ...

 

اصلاحیه :

همكار محترم سلام. مطلب خوب و مفيدتان را درباره‌ي داروين قرن 13 كه از سايتي متعلق به جمهوري آذربايجان ترجمه كرده‌ايد، خواندم و لذت بردم جاي تشكر فراوان دارد. بويژه كه لينك به اصل مطلب هم داده‌ايد. اين مطلب لازم به تذكر است كه :
به احتمال زياد مي‌دانيد كه اين فرد همان خواجه نصيرالدين توسي خودمان است و اريستوتل را هم در فارسي «ارسطو» مي‌خوانيم. ابن باجا و ابن طفيلي هم به ترتيب ابن باجه و ابن طفيل هستند. به علاوه چنين چيزي را در متن انگليسي نديدم كه:« او پس از رهايي از زندان به كمك استاد مونگ كتابش را چاپ كرد.» علاوه بر آن كه در آن زمان هنوز گوتنبرگ پا به عرصه‌ي حيات نگذاشته بود، بلكه در متن از فرمانرواي مغول و گروه اساسيون سخن رفته است. متن روي شكل هم بعيد است كه دستخط خود او باشد، بلكه در متن فقط نوشته شده است:دستخط».
اميدوارم موفق باشيد.
محمد كرام الديني
 
پ.ن : از  استاد کرام الدینی متشکرم ...
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:35 توسط سودابه نيك نيا| |

 

گروه عامل چيست ؟

گرو ه هاي عامل مجموعه اي از اتم هايي هستند كه با پيوندهاي كووالانسي به يكديگر متصل شده اند و خصوصيات مشخصي را در مولكول ايجا د مي كنند.

 

گروه هاي عامل تعيين كننده خصوصيات بيومولكول ها هستند .

اساس ايجاد ماكرومولكول ها واكنش بين گروه هاي عامل موجود در بيومولكول ها است .

 

مثال هايي از گروه هاي عامل:

گروه  كربوكسيل – COOH

 

گروه آمينو – NH2

 

آميدي  -CO – NH2

 

آلدهيدي –CHO

 

هيدروكسيل –OH

 

سولفيدريل –SH

 

فسفات PO4  (با سه بار منفي )

 

پ . ن 1:

پيوند كووالانسي چيست ؟

در اثر به اشتراك گذاشتن الكترون هاي جفت نشده ي مدار خارجي دو اتم پيوند كووالانسي به وجود مي ايد. اين پيوند مي تواند يگانه ، دوگانه يا سه گانه باشد .

 

پ. ن 2 : براي تمرين گرو ه هاي عامل به اين جا برويد ....

 

منبع : محمدي ، رضا . 1385. ضروريات بيوشيمي . آييژ. تهران.

 

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 14:53 توسط سودابه نيك نيا| |

 

امروز چندمين قتل من بود ....

قورباغه ي بي چاره در دستان من چه تقلايي كرد... چه ناله اي ..... من هميشه جز بهترين نخاعي كننده گان بودم اما نمي دانم امروز چرا سوزن تشريح آن قدر كند شده بود ..... قورباغه ي فلك زده تا نخاع اش را قطع كردم ، چه زجري كشيد ... هيچ وقت مثل امروز به خاطر اين عمل زشت ، دچار عذاب و جدان نمي شدم ، اما امروز خيلي درگيرم . يادم نمي رود آن قورباغه ي بي چاره كه شكم اش پر از تخم هاي دورنگ بود ،‌چه ملتمسانه نگاه ام مي كرد ... من از زبان قورباغه ها هيچ نمي دانم اما مي دانم كه آن لحظه با نگاه اش التماس مي كرد نخاع اش را قطع نكنم ....

چه بي رحم ام من .... چه بي رحم ....

مي توانستم لااقل به تخم هاي زيباي دورنگ درون شكم اش رحم كنم .... مي توانستم ، اما با تمام سنگدلي ، قورباغه ي فربه را در دست چپ گرفتم ، دستان كوچك اش را در پشت انگشت سبابه و پاهاي بلندش را در ميان دو انگشت آخر پنهان كردم و شست ام را بر روي پشت اش گذاشتم تا توانايي هر گونه حركت را از او بگيرم ، آن وقت با تمام بي رحمي ،‌سوزن تشريح را بر روي سرش به حركت در آوردم تا سوراخ سرش را پيدا كنم .... هيچ وقت صداي تق آزارم نمي داد اما امروز با شنيدن آن حس كردم تمام وجودم به هم ريخت .... وقتي قورباغه ي مادر را به صورت قائم گرفتم تا سوزن را در نخاع اش فروببرم، با تمام قدرت دست هاي كوچك اش را از پشت انگشتان من رها كرد و به سرش گرفت ، چه مي خواست بگويد ؟...

نمي دانم ... اما مي دانم اگر توان سخن گفتن داشت فرياد مي زد: ... كمك ....كمك.

و من كه آن لحظه ، بي رحمي ام فوران كرده بود ، دستان اش را محكم گرفتم و سوزن را با تمام قدرت در نخاع او فرو بردم ،‌نمي دانم چرا آن قدر مقاومت مي كرد... سوزن را در آوردم و دوباره فرو بردم ... قدرت من و سوزن از توان او بيشتر بود .... نخاع اش را قطع كردم ، پاهاي اش را صاف كرد ،‌همان طور كه نگاه ام مي كرد....

سوزن را در آوردم و به صورت اريب به چپ و راست صورت اش وارد كردم تا از چشم هاي سياه اش توان پلك زدن را بگيرم ، اين بار ديگر مقاومت نكرد ، خيلي زود تسليم شد ، جسم بي حس آن را بر روي ظرف تشريح گذاشتم ، با پشت بايد روي ظرف مي خوابيد... به دست ها و پاهاي اش ضربه اي زدم ، هيچ عكس العملي نشان نداد ،‌كاملا بي حس شده بود .... به جلادي خودم ادامه دادم .... به انگشتان بلند و باريك دست و پاي اش تا مي توانستم سوزن زدم ، مبادا جسم بي جان اش ، جان دار شود !..... پوست نازك شكم اش را بالا گرفتم و با قيچي كند تشريح بريدم اش ....( نمي دانم چرا قيچي هاي تشريح هميشه همه كند اند ؟..........)

بايد مراقب مي بودم ، رگي همان حوالي بود كه نبايد قطع مي شد ،‌با تبحر پوست و رگ را از هم جدا كردم .... تا ديدن قلب اش فقط يك گام مانده بود ، برداشتن ماهيچه ها .... با همان قيچي كند ، ماهيچه هاي اش را بريدم ............بعد از كمي ، قلب كوچك اش نمايان شد ..... خوب نگاه اش كردم ، مي زد   ........پر تلاطم مي زد ... براي چه كسي ؟......براي چه كسي ؟..........آيا قلب قورباغه ها هم براي كسي مي تپد ؟........براي كسي ؟.....................

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:22 توسط سودابه نيك نيا| |